Vampire and witch

Vampire and witch
Part 4
کوک: بو کردن پشت سر هم*.. از موقعی که اومدیم پای میز یه بوی عجیب خون همش میاد..بعضی وقتا تو دانشگاه این بو ولی متفاوت تر احساس میکنم*
ا/ت: خجالت و خنده*.. بوی خون پریوده
کوک: آها..ببخشید😅..نمیدونستم..( خجالت) معذرت میخوام
ا/ت: نه عیبی نداره..بلاخره نمیدونستی..
کوک: ببخشید اینو میپرسم ولی میشه یکم راجبش توضیح بدی؟.. البته سو قصد نشه ها فقط جهت دونستن میخوام😅
ا/ت: اوهه حتما..بلاخره بعدا میخوای زن بگیری دیگه..باید بدونی..( توضیح دادن)
مغز کوک: اوو بیب شاید اون فرد خودت باشی؟
***
ا/ت: دیگه همینه
کوک: الان درد نداری؟.. گفتی سه روزه ای دیگه؟.. پد نیاز نداری؟
ا/ت: نه نه ندارم😂.. آره سه روزه ام
کوک: ببخشید چند روزه ای الان..منظورم الان اولین روزه.. دومین روزته؟
ا/ت: دومین روزمه..من فقط اولین روز درد دارم..بخاطر همین دیروز کلا دانشگاه زود برگشتم خونه!
کوک: الان خوبی؟
ا/ت: اهوم
پی نوشت: " شایدم انسان نشید معلوم نیست"
کوک: مات و مبهوت موندن*
ا/ت: حالا چه گوهی سرمون بریزیم؟
کوک:اگه انسان بشیم بازم پیش هم میمونیم؟
ا/ت: اون که صد البته ولی من میخوام جادوگر بمونم
کوک؛ هاا که هردفعه اذیتت کردم تنبیه ام کنیی؟😂
ا/ت: نههه... باز تو سی ساله خون آشامی من تازه قدرتام رو پیدا کردم
کوک: آهاا..خبب شایدم نشیم..چون اینجا نوشته که شایدم نشیم
ا/ت: تروخدا نشیممم من نمیخوامم انسان شممم..پلیززز
کوک: بیا حالا خوش بگذرونیم هنوز اتفاقی نیوفتاده که..غصه نخور
ا/ت: باشه
کوک: بریم دردر
ا/ت: میدونی..به تو خون آشام نمیاد..تو بیشتر شبیه خرگوشی
کوک: اعضا هم میگن😂
**
ا/ت: تو باید خرگوش نما میشدی
کوک: دیگه
ا/ت: بریم غذا بخوریم
کوک: بریم
* سه ماه بعد*
کوک: یعنی چییی؟.. یعنی دارم بابا میشممم؟
ا/ت: آره😂
ته: دارم عموووو میشمم
اعضا: داریم عمو میشیممم
جین: واایی بچها آمادگی خودتون رو حفظ کنید بچه ی کوک و ا/ت داره میاد جهانو به هم بزنه
ا/ت و کوک؛ 😂
دیدگاه ها (۸)

Vampire and witch Part 5کوک: ا/ت..ا/ت: بله؟کوک: میخوام یه چی...

Vampire and witch Part 6پی نوشت: " شایدم انسان نشید معلوم نی...

Vampire and witch Part 3**کوک: سلام..میتونم بیام تو؟نویسنده:...

Vampire and witch Part 2*صبح روز بعد*کوک: صبحتون بخیر..ورقه ...

این عشق فیک نیستپارت 4//ویوی شب // //ویوی کوک// ...

ویو کوکبا نور خورشید از خواب بیدار شدم یکم تکون خوردم احساس ...

love in the dark⑧⑤یک ساعت بعد ا/ت: نخوابیدی؟ کوک: نه رفتم کن...

بعد از خرید ا. ت و کوک به یه رستوران رفتنکوک : خب عشقم چی می...

love in the dark⑨①(آخر) یک ماه بعد یومی کامل خوب شده بود و ق...

سناریو بونتن پارت ۹

کوک : من...... من....... مننننا. ت : کوک آنقدر من من نکنکوک ...

این عشق فیک نیست پارت 5//ویوی کوک(صبح) // صبح از خواب پاشدم...

پارت. 30

Love in the dark⑧⑥ا/ت: سلامکوک: موجینموجین: خوبی؟ خیلی وقت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط