به‌تنهایی گرفتارند مشتی بی‌پناه اینجا

به‌تنهایی گرفتارند مشتی بی‌پناه اینجا
مسافرخانه رنج است یا تبعیدگاه اینجا
غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد
مکن عمر مرا ای عشق بیش از این تباه اینجا
برای چرخش این آسیاب کهنة دل سنگ
به خون خویش می‌غلتند صدها بی‌گناه اینجا
نشان خانه خود را در این صحرای سردرگم
بپرس از کاروانهایی که گم کردند راه اینجا
اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست
نشان می‌جوید از من تا نیاید اشتباه اینجا
تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا
دیدگاه ها (۱)

,:به ‌تنهایی گرفتارند مشتی بی‌ پناه اینجامسافرخانه رنج است ی...

به‌تنهایی گرفتارند مشتی بی‌پناه اینجامسافرخانه رنج است یا تب...

به‌تنهایی گرفتارند مشتی بی‌پناه اینجامسافرخانه رنج است یا تب...

به تنهایی گرفتارند مشتی بی پناه اینجامسافرخانه ی رنج است یا ...

به‌تنهایی گرفتارند مشتی بی‌پناه اینجامسافرخانه رنج است یا تب...

به تنهـــایی گرفتـــــارند مشتــی بی پناه اینجامسافر خانه ی ...

به تنهایی گرفتارند مشتی بی پناه اینجامسافرخانه ی رنج است یا ...

به تنهایی گرفتارند مشتی بی‌ پناه این‌جامسافرخانه‌ ی رنج است ...

غرض رنجیدن ما بود - از دنیا - که حاصل شدمکن ای زندگی عمر مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط