من به یادت از غمت در زیر باران می روم

من به یادت از غمت در زیر باران می روم
با خیالت در سرم در آن خیابان می روم

می شوم ابری ترین وقتی که باران می زند

از غم تنهایی ام در این زمستان می روم
بی تو باران و غمش دارد عذابی در دلم
بی تو با تنهایی ام سرد و پریشان می روم

زیر باران از غمت با چتر خود در این هوا
با غمی اندازه ی میلاد تهران می روم

می رسم تا خانه ام با درد عشقت در دلم
با لبی خندان ولی با درد پنهان می روم
دیدگاه ها (۱)

طبیعت

تا تو هستے، دلم پریشان نیستدر نگاهم نماد باران نیستبا تو اے ...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

💙تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²⁰افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط