باشی و نباشی، تو بدان عاشقت هستم

باشی و نباشی، تو بدان عاشقت هستم
ای باعث بودن تو بدان عاشقت هستم
گوش شنوای منی و سنگ صبورم
ای محرم رازم تو بدان عاشقت هستم
بی تو تن من سرد و دلم بی ضربان است
ای قلب تپنده، تو بدان عاشقت هستم
از نور وجودت شده این خانه منور
ای نور مجسم، تو بدان عاشقت هستم
از عشق تو سرمستم و خندانم و خوشحال
ای حال خوش من، تو بدان عاشقت هستم
تو در من و من در تو و ما با هم و بی غم
ای عشق درونی، تو بدان عاشقت هستم
تو خاص ترین عشق سماوات و زمینی
ای خاص ترینم، تو بدان عاشقت هستم
پایان خوش هر غزل و شعر و سرودی
ای ختم کلامم، تو بدان عاشقت هستم
دیدگاه ها (۵)

چشمِ باران زده در خاطره ام جا ماندهدهنِ خاطره از چشمِ ترت وا...

ازدور تورا بوسم و ازدور، فدایتدرطالع من نیست که آیم به سرایت...

ترسم این است نیایی گره ها کور شودگره زلف تو با زلف کسی جور ش...

بر لبانم بعد تو لبخند نیستاین دل دیوانه جایی بند نیستبی تو ...

جادویی عشق part ۴۷وی-باهام بيا.. تند و ترسون چرخیدم با شمعي ...

هوا سردتر شده بود و مه غلیظی از سمت جنگل‌های اطراف آکادمی نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط