روح من دست زمین بودوزمان رامش کرد

روح من دست زمین بودوزمان رامش کرد

پدرم حضرت آدم که حوا خامش کرد

مانده ام درقفسی تنگ بنام دنیا

بادلی خون زجهانی که چنین خارش کرد

آمدن،بودن ورفتن،وسراسرتکرار

این همان بازی تلخیست که اجبارش کرد

پوچ گشت خسته ترازعالم هستی این تن

وهمین شدت غم بودکه بیمارش کرد

تن وروح دل من مرده دراین بازی تلخ

وخدایی که دراین بین فقط یادش کرد

#تصویر_متحرک
#کپی_آزاد


@,,,,D
دیدگاه ها (۱)

روح من دست زمین بودوزمان رامش کردپدرم حضرت آدم که حوا خامش ک...

https://wisgoon.com/a.a.gh-1357

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

کی بربم آلمان

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

سر از دست‌دادیم،سرور از دست دادیم تو علی بودی‌،پس پدر از دس...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط