ژان وال ژان:

ژان وال ژان:

مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان بردند و

پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم!


این چه دنیاییست؟!!!
دیدگاه ها (۱)

به آواره زمین بخشیدم، از او خان درآوردماز آن ویرانۀ بی‌مشتری...

مرسوم است به میمنت ازدواج، جلوی پای عروس و داماد قرب‍انی می ...

«مرا پایینِ پای شهید شوشتری دفن کنید؛من سربازِ شهید شوشتری‌ا...

من کیستم!

✦ اولین گناه ✦فصل شانزدهم: کسی که ماند---او را روی شانه‌ام ا...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 15سلیا بلند شد و چویا را ارام ص...

🔴حکم ۱۰ ماه زندان حمید رسایی اجرا می‌شود🔹این پرونده که دو بخ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط