حافظ کنار عکس تو من باز نیت می کنم
حافظ کنار عکس تو من باز نیت می کنم
انگار حافظ با من و من،باتو صحبت می کنم
وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا
دارم به این بدقولیت دیریست عادت می کنم
چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست
تقدیر ویران می کند من هم مرمت می کنم
در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین
من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم؟
ن مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت
هر جای دنیاکه روم احساس غربت می کنم
بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت می کنم
یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت
هر چند اندک باشد آنرا با تو قسمت می کنم؟
انگار حافظ با من و من،باتو صحبت می کنم
وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا
دارم به این بدقولیت دیریست عادت می کنم
چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست
تقدیر ویران می کند من هم مرمت می کنم
در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین
من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم؟
ن مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت
هر جای دنیاکه روم احساس غربت می کنم
بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت می کنم
یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت
هر چند اندک باشد آنرا با تو قسمت می کنم؟
- ۳.۴k
- ۳۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط