دشت هایی چه فراخ...

دشت هایی چه فراخ...
کوه هایی چه بلند...
در گلستانه چه بوی علفی می آمد
من در این آبادی پی چیزی می گشتم...
پی نوری،ریگی،لبخندی. . .
دیدگاه ها (۱)

پایان ماجرای دل و عشق روشن استای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

یادِ تو می وزدولیبی خبرم ز جای تو ....

ای شمع چه میخندی ؟به شَب تیره خاموشَم؟بخدا مُردم از این حَسر...

خاطرم آید که شب هابا تمام آرزوهابوسه بر لب های تشنهمی زدیم ا...

تاب آوری

ستاره دنباله دار پارت:۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط