دشت هایی چه فراخ...

دشت هایی چه فراخ...
کوه هایی چه بلند...
در گلستانه چه بوی علفی می آمد
من در این آبادی پی چیزی می گشتم...
پی نوری،ریگی،لبخندی. . .
دیدگاه ها (۱)

پایان ماجرای دل و عشق روشن استای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

یادِ تو می وزدولیبی خبرم ز جای تو ....

ای شمع چه میخندی ؟به شَب تیره خاموشَم؟بخدا مُردم از این حَسر...

خاطرم آید که شب هابا تمام آرزوهابوسه بر لب های تشنهمی زدیم ا...

عطر و بوی یک نوستالژی تابستان که از میانه می گذشت، انگار روز...

لیدر های عزیز من یه شعر برای جادویی به نام عشق نوشتم

🔻پیام تسلیت نماینده مقام معظم رهبری در پی شهادت مولوی محمد ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط