PART

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART⁴⁷

(سوآ+)(جین–)(وکیل هونگ∞)(جیسو✿⁠)(جیسوک◍⁠)(مادر کانگ بین▽⁠)
وکیل هونگ شروع به صحبت می‌کنه
∞خب من تمام سعیم رو میکنم تا شما رو تبرعه کنم ولی نگران نباشید به احتمال زیاد دادگاه این موضوع رو دفاع از خود حساب می‌کنه!
+ممنون!
وکیل هونگ می‌ره و در همین حین به جین زنگ میزنه
–الو چیشد؟
∞خب اوضاع پیچیده تر از چیزیه که فکر میکردم ولی خب تبرعه میشه نگران نباش مگر اینکه
–مگر اینکه چی؟
∞نمیدونم خانواده کانگ بین می‌خوان چیکار کنن ولی اگر قاضی رو با رشوه بخرن نمیتونم چیزی رو تضمین کنم!
–امکان نداره
∞نمیدونم فعلا باید تمام احتمالات رو در نظر بگیریم!
–اوکی من باید برم
∞باشه
در طرف دیگه داستان بچه ها توی خونه عموشون بودن و جیسو داشت با پسر عموش بازی میکرد و جیسوک فقط تماشا میکرد که صدای پدرشون رو از طبقه پایین می‌شنوه و میدوه اونجا و می‌ره بغل جین
–اوه پسرم بازی خوب بود؟
◍⁠اوهوم...بابا؟مامان برنگشته خونه؟
–نه عزیزم مامان برای مدتی رفته یه جای دور از خونه ولی زود برمی‌گرده.باشه؟
◍⁠باشه
اما جیسو که داشت از اتاق نگاه میکرد و گوش میداد زد زیر گریه
✿⁠بابا مامان قا.تله مگه نه؟اون با پلیسا رفت!خودم وقتی داشتیم از اونجا میومدیم بیرون دیدم که اون آقاهه روی زمین خونی بود!اعتراف مامان رو شنیدم
جین با این حرف کمی عصبانی شد اما خودش رو کنترل کرد و به سمت جیسو رفت
_نه عزیزم!مامانت قهرمانه!اگر اون کار رو نکرده بود الان تو یا جیسوک اینجا نبودید!مادرت برای نجات تو و جیسوک این کار رو کرد پس دیگه همچین حرفی نزن!
جیسو سکوت کرد اما هنوز هم معتقد بود مادرش قا.تله
–خب بچه ها یه مشکلی پیش اومده و من نمیتونم اینجا بمونم ازتون می‌خوام امشب رو پیش عموتون بمونید و همه وسایلتون رو دادم به عمو! قول میدم خیلی زود بیام دنبالتون باشه؟
◍⁠باشه بابا...
✿⁠باشه...
جین از بچه ها خداحافظی کرد و بعد از برادرش تشکر کرد و خداحافظی کرد و رفت...جین باید هرطور شده خانواده کانگ بین رو پیدا میکرد و خب موفق شد ساعت هنوز 5 عصر بود پس سریع رفت و هدیه خرید،بعد رفت سراغ خونه خانوادش وقتی در زد یه زن و مرد میانسال و یه پسر حدود 22 یا 23 ساله اونجا بودن
–من کیم سوکجین هستم همسر کیم سوآ
▽⁠ ما هیچ حرفی با شما نداریم!
جین روی زانو هاش میفته
–لطفا به حرفم گوش کنید!میدونم همسرم پسر شما رو ک..شته و این کارش قابل بخشش نیست اما اون مادر دوتا بچه پنج ساله هست و تموم مدت با زخماش کنار اومده...اون لحظه همسر من برای حفاظت از خودش و بچه ها اون کار رو کرد...من بهش قول دادم امنیتش و آرامشش رو تضمین میکنم اما شکست خوردم...لطفاً نزارید همسرم گوشه زندان بمونه...من غرامت قتل رو میپردازم،فقط لطفاً...
جین به التماس ادامه داد و بلایی که کانگ بین به سر سوآ آورده بود رو تعریف کرد خب قطعا خانواده کانگ بین نمیتونستن به این راحتیا باور کنن ولی وقتی صداقت رو تو چشمای جین دیدن دلشون رحم اومد و تصمیم گرفتن رضایت بدن...

ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
دیدگاه ها (۷)

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁴⁸...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁴⁶...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁴⁵...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁴²...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART⁴⁰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط