سر زد از جیب فلک باز هلال قمری

سر زد از جیب فلک باز هلال قمری
که محرم شد و گردید حسینم سفری

شد پریشان دلم از رؤیت این طرفه هلال
که چه سودیست فلک زین طمع خیره سری

کعبه آن روز سیه پوش شد از ماتم تو
که نشد سعی تو از بهر طوافش سپری

ناله ها بود که می رفت به سکان سماء
اشک ها بود که می ریخت ز چشمان تری

زینب آن شیر زن بیشه اقلیم وجود
که نظیرش نتوان یافت به هر بوم و بری

خبر از حال حسین بن علی دارد و بس
هر که دارد چو علی اکبر لیلا پسری
.....
به یاد همه قدیمی ها.... همه بانمکای منبرحسین...شبای اول ماه هرسال این شعرو می خوندند....
دیدگاه ها (۱)

با هر دستی بدی با دست دیگرت پس میگیری.............

خداوندا ، از تو میخواهم.. نه مثل حر ، میان واقعه ! و نه مثل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط