کاش میشد جزئی کوچک از تو باشم!

کاش میشد جزئی کوچک از تو باشم!
به اندازه‌یِ تکه کاغذی که رویش
شعری از شاملو نوشته باشی...
و یا عطری تلخ بر یقه‌یِ پیراهنت...
عکسی غبار گرفته در آلبومی قدیمی
و یا تنها خاطره‌ای دور
از یک حادثه‌یِ شیرین...
من فقط میخواستم
جزئی ناچیز از تو باشم!
حتی اگر هیچوقت دیده نمی شدم.
دیدگاه ها (۲)

دلتنگ که می شوی" فال می گیری "چشمانت را می بندی ، می گویی :–...

چون سرخ‌ترین اناردر آغوش درختیسخت است تو را دیدن واز شاخه نچ...

من آدم زورگویی امولی زورم به چشات نمیرسه

و تو دوستت دارم را بھ لهجھ ی باران و عشق را بھ زبان بوسھبر ب...

پارت ششمدر آغوش زندانبله همونی بود که فکرشو میکردمیونگی:سلام...

My professor Chapter:2Part:9دختر تو آغوش پدرش بود و یقه ی پی...

My professor Part:87یهو گردن داغشو گرفتم و سمتش خیز برداشتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط