از ازل ای نگار بی همتا

از ازل ای نگار بی همتا

گشته این دل به عشق تو شیدا

پدرم را خدا نگه دارد

که مرا کرده بر در تو گدا

اولین درس عشق من این بود

اولین مشکلی که شد پیدا

اشک حلقه به دور چشمش زد

پدرم گفت: یا امام رضا

طفل بودم که در میان رواق

گرم بازی و شیطنت اما

سنگفرش حرم به من آموخت

در کنار تو پرکشیدن را

روی سنگی که لیز می خوردم

فارغ از اصطکاک این دنیا

باورم شد که دوستم داری

و گرفتی مرا بغل، حالا...

کاش در این زمانه‌ی پیری

باز این بنده را بغل گیری

مهدی بقایی
دیدگاه ها (۳)

دل عاشق گواه خود داردعاشقی رسم و راه خود داردبا من از شرط عق...

باید همه به سمت شما رو بیاورنددلها  به  لب  ذکر   هوالهو   ب...

گوهر ولای تو ، به طینت من بود ای صنممذکر خوب نام تو ، عبادت ...

امام رضا (ع) فرمود: جانم‏ فدایت چرا در فکری؟ امام جواد (ع) ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط