p²
p²
لیلیوم
_جونگ کوک
_جانم
_میشه، فردا باهم بریم شهر بازی؟... اگه دوس نداری... ول ..کن
_نه خیلی هم دوست دارم ساعت چند بریم
لبخند پر رنگی زدم و گفتم:
4چطوره؟..
_عالی.. میبینمت
خداحافظی کردم که رفت پیش دوستاش
ویو جونگکوک
_عه جونگ کوک امدی چطور پیش رف؟
_ته حرف نزن ، میگه بیا شهر بازی
_جدی*خنده
_ میخوای بری
_اره همون طور که گفتم میخوام درد بکشه*پوزخند
_ اوه جونگ کوک رو ببینید. حدس میزدم *خنده
ویو ا.ت
به گل لیلیوم. سر زدم
_ خیلی خوشگلی
که زنگ به صدا آمد کلاس آخر بود تموم شد
رفتم خونمون من تنها زندگی میکنم زنگ زدم به رزی
_الو؟
_کثافت کجا بودی امروز؟
_اها ا.ت تویی
_اره
_امروز دلم درد میکرد خونه ته بودم دیگه گفت نیام
_عی شیطون پس بگو داداشم...
_ا.تتتتتت
_بعله
_زهره گاو
_ میای بیرون
_ نه با جونگ کوک دارم میرم بیرون
_چی اون پسره ل*شی .. ا.ت اون فقط تو براش حوستی
_ اما.. اما .. رزی اون .. اون این دفعه فرق میکرد
_ ا.ت مراقب خودت باش
_باشه*خنده
لیلیوم
_جونگ کوک
_جانم
_میشه، فردا باهم بریم شهر بازی؟... اگه دوس نداری... ول ..کن
_نه خیلی هم دوست دارم ساعت چند بریم
لبخند پر رنگی زدم و گفتم:
4چطوره؟..
_عالی.. میبینمت
خداحافظی کردم که رفت پیش دوستاش
ویو جونگکوک
_عه جونگ کوک امدی چطور پیش رف؟
_ته حرف نزن ، میگه بیا شهر بازی
_جدی*خنده
_ میخوای بری
_اره همون طور که گفتم میخوام درد بکشه*پوزخند
_ اوه جونگ کوک رو ببینید. حدس میزدم *خنده
ویو ا.ت
به گل لیلیوم. سر زدم
_ خیلی خوشگلی
که زنگ به صدا آمد کلاس آخر بود تموم شد
رفتم خونمون من تنها زندگی میکنم زنگ زدم به رزی
_الو؟
_کثافت کجا بودی امروز؟
_اها ا.ت تویی
_اره
_امروز دلم درد میکرد خونه ته بودم دیگه گفت نیام
_عی شیطون پس بگو داداشم...
_ا.تتتتتت
_بعله
_زهره گاو
_ میای بیرون
_ نه با جونگ کوک دارم میرم بیرون
_چی اون پسره ل*شی .. ا.ت اون فقط تو براش حوستی
_ اما.. اما .. رزی اون .. اون این دفعه فرق میکرد
_ ا.ت مراقب خودت باش
_باشه*خنده
- ۲.۰k
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط