چندوقتی است که من بی خبراز حال توام

چندوقتی است که من بی خبراز حال توام
مثل یک سایه مشکوک به دنبال توام!!
خوب من! بد به دلت راه مده چیزی نیست
من همان نیمه آشفته ی هرسال توام!
تو اگر بازکنی پنجره ای سمت دلت
می توان گفت که من چلچله ی لال توام!
سالها گوش به فرمان نگاهت بودم
چند روزیست که بازیچه امیام توام
گله ای نیست که برداری و دورم ریزی
من همان میوه پوسیده اقبال توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای پروبال توام !
زندگی زیر سرتوست اگر لج نکنی
بازهم مال خودت باش ͺ خودم مال توام !
دیدگاه ها (۲)

چندوقتی است که من بی خبراز حال تواممثل یک سایه مشکوک به دنبا...

NHچندوقتی است که من بی خبراز حال تواممثل یک سایه مشکوک به دن...

...چند وقتي است كه من بي خبر ازحال تواممثل يك سايه ي مشكوك ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال توام مثل یک سایــه ی مشکوک ب...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

چند وقتیست که من بی خبر از حال تواممثل یک سایــه ی مشکوک به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط