شعری تقدیم می کنم به اقامون امام رضا ع
شعری تقدیم می کنم به اقامون امام رضا ع
با چشای زار و خسته ، بغض توی گلوش شکسته
غربت خیس چشاشو، به ضریح آقا بسته
نگاهش تیره و تاره ، چند روزه چشم انتظاره
پشت پنجره فولادت ، چرا بارون نمی باره
یه نیگا به گنبدت کرد ، هوای حرم شده سرد
صدازد خورشید هشتم ، پشت این پنجره برگرد
صدای نقاره خونه ات، رنگ سبز عاشقونه ات
تشنه بود ولی دو دستش نرسید به سقا خونه ات
قاطی کبوترا شد ،شبیه ستاره هاشد
رفت تو آسمون نشست و شبیه گنبد طلا شد
زائرات نیگاش می کردن ، کفترا صداش می کردن
یه مریض شفا گرفته ، هی رضا رضاش می کردن
خورشید حرم نیگا کرد، طناب بسته را وا کرد
قفل حاجتت شکست و همه دردا را دوا کرد
با چشای زار و خسته ، بغض توی گلوش شکسته
غربت خیس چشاشو، به ضریح آقا بسته
نگاهش تیره و تاره ، چند روزه چشم انتظاره
پشت پنجره فولادت ، چرا بارون نمی باره
یه نیگا به گنبدت کرد ، هوای حرم شده سرد
صدازد خورشید هشتم ، پشت این پنجره برگرد
صدای نقاره خونه ات، رنگ سبز عاشقونه ات
تشنه بود ولی دو دستش نرسید به سقا خونه ات
قاطی کبوترا شد ،شبیه ستاره هاشد
رفت تو آسمون نشست و شبیه گنبد طلا شد
زائرات نیگاش می کردن ، کفترا صداش می کردن
یه مریض شفا گرفته ، هی رضا رضاش می کردن
خورشید حرم نیگا کرد، طناب بسته را وا کرد
قفل حاجتت شکست و همه دردا را دوا کرد
- ۱۱۱
- ۱۹ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط