بیبی من

p2
یونگی: خیلی دوست دارم.
جیمین: منم دوست دارم
یونگی سرشو گذاشت روی دست جیمین و گفت
یونگی: خوابم میاد
جیمین: خواب ذو همیشه هست فعلا پاشو الان وقت خواب نیست
"ویو کوک"
جیمین و یونگی رفتن. فقط موندیم منو ته ته و راننده.
از اونجایی که راننده حواسش نبود سرم رو گذاشتم روی شونه ی ته ته و گفتم
کوک: بغلم کن.
تهیونگ:دستور میدی؟
کوک: اره چون میخوام بغلم کنی
تهیونگ بغلش کرد و گفت: من فقط دستورای تورو اطاعت میکنم.
کوک خندیدو خودشو توی بغل ته ته جا کرد.
"ویو نامجون"
اون آشغال عوضی(تهیونگ)
هرروز داره پیشرفت میکنه. که پدر مادر منو میکشی اره؟ دارم برات
(درحال تماس گرفتن با هوسوک)
هوسوک: بله؟
نامجون: علیک سلام
هوسوک: سلام
هوسوک: چه کارم داری؟
نامجون: نقشه رو که یادت نرفته؟
هوسوک نه. کِی میخوای دست به کار شی؟
نامجون: شاید فردا
و...
ادامه دارد
دیدگاه ها (۳)

شاگرد لوس من

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

پارت ۹|بازی بدون بازگشت ته از جایش بلند شدنفس عمیقی کشیدته:پ...

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

سناریو

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۳۱ | «حقیقتی که باید گفته م...

چقد این کلیپ دوست دارم😂😍بچه ها یونمین و ناجین ته گالریمن پید...

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط