ﻏـــﯿﺮ تــو

ﻏـــﯿﺮ تــو
ﺩﺭ ﺩڸ من ﻫﯿﭻ
ڪـسی ﺧــﺎﺹ ﻧﺸﺪ

ﻫﯿﭻ ڪس چون من بہ تو
ﺍین همہ ﺣﺴﺎﺱ ﻧﺸﺪ

ﺁﻩ ﺍے سنڪَ ڪہ ﻣﻬﺮت
بـہ ﺩڸ من ﺍفتاﺩ

ﻫﯿـﭻ ڪس ﺩﺭﺩل
من ﺑﻌﺪِ تو ﺍﻟﻤﺎﺱ ﻧﺸد
دیدگاه ها (۱)

با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیابـه هـر زبـانی که بـدانی یـا ...

بلدم شعر ببافم ، بلدم ناز کنمبلدی گیس ببافی؟... بلدی باز ک...

فقط می دانم طلوع می‌شود که عاشق شود خورشید و تو صبح بخیرهای ...

دوستت دارمبه اندازی" ده تای " دوران کودکیم ...میدانی که " ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط