پرندگانم را آزاد کردم ، زیرا فهمیدم»نداشتن«تنها راه از دس

پرندگانم را آزاد کردم ، زیرا فهمیدم»نداشتن«تنها راه از دست ندادن است..
دیدگاه ها (۸)

این روزها تلخمدست برداشته ام از توجه بی وقفه به حضور آدمهاپر...

نظرتون چیه؟

زندگی همهمه مبهمی از ردشدن خاطره هاست .هرکجا خندیدیم زندگانی...

باﺑﺎ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ میخوندبچش گف ﺑﺎﺑﺎ بیا ﺑﺎﺯﯼ؟ﺑﺎﺑﺎ ﮐﻪ ﺣﻮﺻﻠﻪ نداشت ...

پــرندگانم را آزاد کــردمزیرا فهمــیدم؛نداشتــن بهـــترین را...

من هیچ وقت از رفتن آدم ها ناراحت نشدم از خوبی هایی که بهشون ...

من خیلی وقته که اولین نفر پیام نمیدم و فهمیدم بیشتر دوستام و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط