انتقام

انتقام

پارت ۲

با همون پوزخند روی لبم قدم رو برگشتم از اونجا خارج شدم
با زنگ خوردن گوشیم نگاهی به صفحه اش انداختم و جواب دادم

این سوک: هان

زیر دست: خانوم جاسوس توی عمارت پیدا شده

با حرص قطع کردم و به سمت عمارت حرکت کردم
خاک تو سرم که ماشین نیاوردم
در عمارت محکم باز کردم که همه با ترس زانو زدن و برای بخشیدن جونشون التماسم کردن
ولی من بی توجه بهشون به سمت اتاق قرمز حرکت کردم
با دیدن کسی که رو صندلی بود پوزخندی زدم و نشستم روی صندلی تا چهرم معلوم نباشه
و سیگارم و روشن کردم
و اون همینطور التماسم می‌کرد
خوب خبر داشتم چه کاری با عزیزترین کسم کرده چه بلایی سر پسرعموی بی وفام اورده
ولی نمیخواستم راحت بکشمش
باید تحقیر میشد
ولی بزار ببینم اهانن بهتره بشه مال خودم
از فکری که توی سرم بود لبخند پلیدی زدم و بلند شدم و به سمتش حرکت کردم


شرط
۲۰ لایک
۱۵ کامنت
دیدگاه ها (۱۵)

شکلات تخته ایپارت ۲با ذوق پریدم بغلش و پاهام و دورش حلقه کرد...

تبدیلپارت۹با ترس تند تند بگه ها رد میخوندم و ورق میزدم بغض ب...

وقتی ۵۵۰ تایی شدیم براتون پارت جدید میزارمممم

مهمونی پارت ۹

#My_company_model پارت 33ویو بینا ساعت تقریبا 3بود و من خواب...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ²⁷]*تهیونگ ویو*سرم رو بلند کردم و با چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط