پارت

پارت 5
سانزو شونه ای بالا انداخت و خم شد شد سمت ا.ت و لباش رو بوشید ا.ت هم همراهی میکرد
تا یکم بعد ا.ت دیگه خیلی دردش گرفته بود و گفت که تمومش کنن
سانزو هم ا.ت رو بغل کرد برد حموم و بعد از حموم سانزو ملافه هارو گذاشت تو لباسشویی تا شسته شن و رفت ا.ت رو بدون لباس برا اینکه راحت باشه گذاشت رو تخت و روش پتو کشید و رفت رو تخت و ا.ت رو بغل و سرش رو کذاشت رو سینه های ا.ت بعدش هم شروع کرد اروم خوردن که ا.ت دردش نیاد
ا.ت: مگه سیر نشدی هنوز؟
سانزو: نع. اینقدر خوبه هیچ وقت سیر نمیشم
ا.ت: ههووفف باشه راحت باش سانزو... ممنون خیلی خوش گذشت
سانزو: خواهش میکنم ولی فکر کنم قراره حامله بشی😏
ا.ت: هیییی سانزوووو
سانزو: باش باش عصباتی نشو حالا...
ا.ت دستاش رو دور سانزو حلقه کرد در حالی که سانزو داشت سینه های ا.ت رو میخورد ا.ت هم کم کم داشت خوابش میبورد
ا.ت: شب بخیر... سانزو...
سانزو: شب بخیر عشقم
ادامه دارد.... بغیش میشه پارت بعد
دیدگاه ها (۰)

پارت 1از زبان ا.ت یه دو سه ماهی هست با سانزو وارد رابطه شدم ...

پارت 2ا.ت مرخص شد و سنجو هم رفت خونه و ا.ت تنها شد همه ی کار...

پارت 4 #هنتای#🔞ا.ت رفت تو اتاق سانزو هم داشت پشت سرش میومد س...

3سانزو: ا.ت... توروخدا. معذرت میخواما.ت: .... سانزو به ا.ت م...

وانشات ا/ت و سانزو پارت۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط