درخواستی
#درخواستی
#بی_تی_اس
#جیمین
وقتی هردوتون ایدل هستید و باهم روی یک آلبوم کار میکنید و اون عاشقت هست 1
ویو ا.ت
ساعت ۷ صبح بود و من بلند شدم باید به کمپانی که برای آلبوم جدیدم میرفتم ، که قرار بود با جیمین کاملش کنیم ، کمد لباسم رو باز کردم و از بین لباس هام لباسی با رنگ سفید که طوری بود رو انتخاب کردم ، پوشیدم و رفتم آرایش ملایمی کردم و کفش های سفید که بهم کادو داده بودن رو پوشیدم سوار ماشین شدم و به سمت کمپانی رفتم
۲۰ دقیقه بعد
رسیدم و به سمت اتاقی که باید برای آلبوم کار میکردیم رفتم......، هیچکس اونجا نبود و جیمین هم فعلاً نیومده بود ، همینطور نشسته بودم که در باز شد
-اوه... سلام
سلام
-متاسفم دیر کردم
-مشکلی نداره منم همین چند دقیقه پیش رسیدم
نیم ساعت گذشت که اینا آلبوم رو تموم کردن
خب دیگه تموم شد
-خسته نباشید
لبخندی زدم و گفتم:خیلی ممنون
شب شده بود خواستم برگردم به خونه که......
-میتونم تو رو برای شام به خونم دعوت کنم
اهوم
-پس شب میتونی به خونم بیای
حتما
ساعت۸ شب(نویسنده و مخاطب ها دارن اینجا جر میخورن که یکم جای ا.ت باشن)
داشتم به لباسام نگاه میکردم که ببینم چی بپوشم(مشکل اصلی دخترا) بلاخره از بین لباسام لباسی رو انتخاب کردم با کفش های کرمی ام پوشیدم و رفتم به سمت خونه جیمین..........
#استری_کیدز#بی_تی_اس#تی_اکس_تی#استی#ارمی#موآ#Sujin#تکپارتی#سناریو#فیک#رمان#فیلیکس#هیونجین#بنگچان#چانگبین#لینو#هان#جونگین#سونگمین#نامجون#جین#شوگا#جی_هوپ#جیمین#تهیونگ#جونگکوک#بوم_گیو#یونجون#سوبین#هیونگ_کای#ته_هیون
#بی_تی_اس
#جیمین
وقتی هردوتون ایدل هستید و باهم روی یک آلبوم کار میکنید و اون عاشقت هست 1
ویو ا.ت
ساعت ۷ صبح بود و من بلند شدم باید به کمپانی که برای آلبوم جدیدم میرفتم ، که قرار بود با جیمین کاملش کنیم ، کمد لباسم رو باز کردم و از بین لباس هام لباسی با رنگ سفید که طوری بود رو انتخاب کردم ، پوشیدم و رفتم آرایش ملایمی کردم و کفش های سفید که بهم کادو داده بودن رو پوشیدم سوار ماشین شدم و به سمت کمپانی رفتم
۲۰ دقیقه بعد
رسیدم و به سمت اتاقی که باید برای آلبوم کار میکردیم رفتم......، هیچکس اونجا نبود و جیمین هم فعلاً نیومده بود ، همینطور نشسته بودم که در باز شد
-اوه... سلام
سلام
-متاسفم دیر کردم
-مشکلی نداره منم همین چند دقیقه پیش رسیدم
نیم ساعت گذشت که اینا آلبوم رو تموم کردن
خب دیگه تموم شد
-خسته نباشید
لبخندی زدم و گفتم:خیلی ممنون
شب شده بود خواستم برگردم به خونه که......
-میتونم تو رو برای شام به خونم دعوت کنم
اهوم
-پس شب میتونی به خونم بیای
حتما
ساعت۸ شب(نویسنده و مخاطب ها دارن اینجا جر میخورن که یکم جای ا.ت باشن)
داشتم به لباسام نگاه میکردم که ببینم چی بپوشم(مشکل اصلی دخترا) بلاخره از بین لباسام لباسی رو انتخاب کردم با کفش های کرمی ام پوشیدم و رفتم به سمت خونه جیمین..........
#استری_کیدز#بی_تی_اس#تی_اکس_تی#استی#ارمی#موآ#Sujin#تکپارتی#سناریو#فیک#رمان#فیلیکس#هیونجین#بنگچان#چانگبین#لینو#هان#جونگین#سونگمین#نامجون#جین#شوگا#جی_هوپ#جیمین#تهیونگ#جونگکوک#بوم_گیو#یونجون#سوبین#هیونگ_کای#ته_هیون
- ۲۷.۲k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط