بابای صورتی همراه با عشق سفید
بابای صورتی همراه با عشق سفید
پارت شش
بالاخره بعد از هزاران سال پارت دادم فحش ندهید ... خودمم دارم تعجب میکنم
ا.ت همینجور که داشت سعی میکرد . خودشو خلاص کنه مایکی بیشتر ا.ت روتوبغلش فشار داد . تا ا.ت کمتر اینور اون ور بره . ا.ت هم فهمید که دیگه نمیتونه کاری کنه موند . مایکی هم دو باره شروع کرد به بوسیدن ا.ت . که یه دفعه .... که یه دفعه
این داستان ادامه دارد ... 🤡
پارت شش
بالاخره بعد از هزاران سال پارت دادم فحش ندهید ... خودمم دارم تعجب میکنم
ا.ت همینجور که داشت سعی میکرد . خودشو خلاص کنه مایکی بیشتر ا.ت روتوبغلش فشار داد . تا ا.ت کمتر اینور اون ور بره . ا.ت هم فهمید که دیگه نمیتونه کاری کنه موند . مایکی هم دو باره شروع کرد به بوسیدن ا.ت . که یه دفعه .... که یه دفعه
این داستان ادامه دارد ... 🤡
- ۷.۵k
- ۱۵ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط