می‌شود باز

می‌شود باز
با بعضی از همین دلخوشی‌های ساده
زندگی‌ها کرد،
مثلاً با آوازِ بی‌منظور باد رفت یک طرفی
ترانه‌ی آسانی را به یاد آورد.
می‌شود با هر چه آشناست
آشناتر شد.

چمدانی کوچک
خیالی روشن
راهی معلوم
بعد هم هوای رفتن به جایی دور!
یکی دو کتابِ ورق خورده،
خُرده نانی برای کبوتری در راه،
سایه‌سار دو‌ کاج، دو‌سایه، دو‌سبز
یکی‌شان سر بر شانه‌ی دیگری انگار
منتظرِ قصه‌نویسِ قدیمیِ همان برف‌ها و باران‌ها...!
دیدگاه ها (۴)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

رقص با سایه ها پارت یک

می‌شود بازبا بعضی از همین دلخوشی‌های سادهزندگی‌ها کرد،مثلاً ...

💕💕 می‌شود بازبا بعضی از همین دلخوشی‌های سادهزندگی‌ها کرد،مثل...

می‌شود بازبا بعضی از همین دلخوشی‌های سادهزندگی‌ها کرد،مثلاً ...

می‌شود بازبا بعضی از همین دلخوشی‌های سادهزندگی‌ها کرد،مثلاً ...

می‌شود بازبا بعضی از همین دلخوشی‌های سادهزندگی‌ها کرد،مثلاً ...

می‌شود بازبا بعضی از همین دلخوشی‌های سادهزندگی‌ها کرد، با آو...

میشود باز با بعضی از همین دلخوشیهای ساده زندگی ها کردمثلا با...

گریه میکنم اما...........انگار در راهیمیدانم‌روزیشاید به همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط