رنگ خزان شدم ز غمت ای خزان من

رنگ خزان شدم ز غمت ای خزان من
زهرای من حبیبه ی من مهربان من

میبینی از غمت چقدر میخورم زمین؟
دیگر شدم بدون عصا آسمان من

مانده هنوز بستر تو گوشه ی اتاق
با لاله اش چکار کنم باغبان من؟

ماندست چند تار مویت بین شانه ای
چشمم که خورد تیر کشید استخوان من

راحت بخواب درد کشیدن تمام شد
راحت بخواب درد کشیده جوان من

کابوس لحظه های علی نقش قبر توست
فکرش به هم زدست زمین و زمان من

چهل قبر ساختم که نفهمند هیچوقت
آخر کجاست قبر تو راز نهان من

گفتم در جدید بسازند بعد تو
تا میخ ها دوباره نگیرند جان من

حالا دگر تمام شده امتحان تو
حالا دگر شروع شده امتحان من
دیدگاه ها (۲)

تقدیر ما هجر است دوری میکشد ما راباید صدا زد لحظه مردن مسیحا...

بی مهر فاطمه دل ما ارزشی نداشتبی اشک های او گل ما ارزشی نداش...

از بسکه دلم را غم جانکاه گرفتهراه نفس از پیچ و خم آه گرفتهیا...

خودم امیرالمومنین امام رضاحضرت علی اکبر امام حسینو...همشون ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط