چشم من چشم تو را دید ولی دیده نشد

چشم من چشم تو را دید ولی دیده نشد

من همانم که پسندید و پسندیده نشد

یاد لبهای تو افتادم و با خود گفتم

غنچه ای بود که گل کرد ولی چیده نشد

من نظر بازم و کم معصیتی نیست ولی

چه بسا طعنه زدنهای تو بخشیده نشد

ای که مهرت نرسیده ست به من باور کن

هیچکس قدر من از قهر تو رنجیده نشد

عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند

سعی کردم که بفهمانم و فهمیده نشد..@$
دیدگاه ها (۲)

زن هر چقدر هم که بزرگ شود؛همسر شود؛مادر شود؛مادربزرگ شود...د...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته میگویی " ...

ارزش هر انسان نه به جنسنه به قدبلکه به اندازه ی همت و مهربان...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته میگویی " ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط