ســـلامـــتـــی عــــشقم که یروزی بهم میگفت بدون تو نمیتو

ســـلامـــتـــی عــــشقم که یروزی بهم میگفت بدون تو نمیتونم

بابغض بهم میگفت بری میمیرم

ولی روزی رسید که به من میگفت شما؟ به جا نمیارم

ســـلامـــتـــی خودم که پاش موندم

میرفتم بیرون تا ببینمش ولی ازدورکه میدیدمش انگارخیلی حالش خوب بود همونی که بهم میگفت واست میمیرم حالا واسه کسه دیگه میمرد

اشکام سرازیر میشدو میگفتم:متاسفم

ســـلامـــتـــی عــــــشقم که میگفت وقتی میبینمت دلم میلرزه ازته دل دوست دارم حالا وقتی مارو میبینه روشو برمیگردونه و میگه حالم ازش بهم میخوره

ســـلامـــتـــی خودم که به خاطرش از همه گذشتم دوره همرو خط کشیدم بعد فهمیدم خودم خط خورده عشقمم

ســـلامـــتـــی عشقم که بهم خیانت کردولی فکرکرد ما گاویم نمیفهمیم

ســـلامـــتـــی خودم که عشقمو باعشقش میدیدم بغضم میترکید میگفتم هی فلانی کاش میتونستم فقط اندازه چند ثانیه کوچیک جات باشم

عشقم دیگه سلامتیامون تموم شد

ســـلامـــتـــی عشقت که جامو گرفت

ســـلامـــتـــی عشقت که منو به خاطرش ول کردی
دیدگاه ها (۳۴)

این بخاطر بعضی دوستای گل

سلام دوستان مهربونم من از تک تک تون عذر میخوام من ی خرده مشک...

سیگارت را زیــرتابلـــوے↯سـیگــارڪشیدن ممنوع

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط