از دید جیمین

از دید جیمین
دیدم گوشیم زنگ خورد . رفتم جوابش بدم اسم ات رو دیدم. جواب دادم. دیدم با صدای گریون و ترسیده . میگه : جیمین. اینو بدون که عاشقتم امید وارم بعد من زندگی خوبی رو تجربه کنی و بسازی . منظورش از این حرفا جس بود . بهش گفتم ات کم‌چر تو مرت بگو . نقش بازی نکن. گفت میتونی بیای بیرون ببینی. یهو خیلی ترسیدم‌و استرس گرفتم سریع رفتم بیرون . دیدم....دیدم ات رویه پشت بوم شرکت هست . و رویه لبه وایساده . و به مایین نگاه میکنه. تلفن رو گزاشتم‌دره گوشم و گفتم از اونجا بیا پایین لعنتیییییی. اما انگار نه انگار . به تهیونگ زنگ زدم که بره پشت بوم ات رو بیاره پایین. اما در هین بالا رفتن تهیونگ . ات گفت . جیمین قول بده بعد من خوب زندگی کنی. یهو خودشو پرت کرد پایین. چی.....چی. نه این یه خوابه امکان ندارههههههه. هققققق امکان ندارههههه.



نقطه. این نوشته حال روحیه الان منه.
دیدگاه ها (۳)

من حالم خوب میشه :) غیر ممکنه!

اما این یه دروغه :)

. احساس میکنم یکی از فردای مهم زندگیم رو از دست دادم. :)

:) (삶을 싫어한다):) (I hate life)

عشق ناگهانیℙ:𝟟یهو دست هلن و گرفتم گفتم بریم نمیخواستم هلن و ...

الفتک پارتی از کوک سلام من ات دو سالی میشه که با جونگکوک توی...

p𝑎𝑟𝑡17اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:از خواب بیدار شدم دیدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط