آمدبه خیالم،به کنارم ک نیامد!

آمدبه خیالم،به کنارم ک نیامد!
دیوانه سرقول وقرارم ک نیاﻣﺪ

بیرون زدم ازخانه به آوارگےشهر
خودرابه نسیمےبسپارم ک نیامد

شهرےپُرصورت ولےازعاطفه خالی
این چهره وآن چهره،به کارم ک نیامد
دیدگاه ها (۲)

رمان عشق ممنوع

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

محو زیبایی او پارت ۵۲ویو رزا بهوش اومدم توی خونه بودم خونههه...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

KIM V

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط