ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز
کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبرانند
کان را که خبر شد خبری باز نیامد...

#سعدی

#چرا_این_داغ_توی_آدم_خاموش_نمیشه....
دیدگاه ها (۱)

دنیا امان نداد به دستت بیاورمهی خواستم نقشه بچینم ، به باد ر...

باشد که تو خود روزی از ما خبری پرسی

‌یا عاشق شیدا شویا از بر ما واشومولانا

دلتنگِ توام ،، در دلِ تنگم ،، گله بسیاردلتنگ بشو،، دست از ای...

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموزکان سوخته را جان شد، و آواز نی...

منت #خداي را عزوجل که طاعتش موجب قربتست و بشکر اندرش مزيد #ن...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط