حرفای خیابان را می شنوی؟

حرفای خیابان را می شنوی؟
نه؟
نگران نباش،گوش های تو مشکلی ندارند
خیابان بیچاره
که حرف زدن بلد نیست.
صدای گریه اش را چطور؟
آن‌هم نه؟
طبیعیست.
او در‌سکوت اشک می ریزد.
بزگوار، از میان تمام احساسات آدمیزاد
تنها درد کشیدن را یادگرفته است.
حق هم دارد طفلکی!
روی سطح بی جان‌اش جز دلهای تنگ و چشمان غریب چیزی قدم نزده است‌؛
همین ها را بلد شده است دیگر.
آخر شادی و خنده یا رقص و آواز را
از چه کسی باید یاد می گرفت؟
راستی،
کمی برایم از آنجا بگو
بر لبهای کسی هنوز لبخندی مانده است؟!
دیدگاه ها (۳)

نشسته ام به در نگاه میکنم....دریچه آه میکشد!تو از کدام راه م...

# بخون💕ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﺯمون ﻣﯿﭙــﺮﺳﯿﺪﻥ :ﺑــﺎﺑــﺎﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱ ﺩ...

بساطِ عشق و شعر و چاے☕🌸💛

قلب هایمان به هم نزدیک بود!اما مغزهایمان زیادی فاصله داشت......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط