پارت ۱۳

پارت ۱۳
-تهیونگ میخواست یه اتفاقی بیوفته
+چی؟!
-میدونی میخواست بهم تج.اوز کنه
+مرتیکه .....(عزیزان سانسور کردم دیگه خودتون فحش هارا تصور کنید😅)
+ولی یه چیز اینجا میخواست این کارو انجام بده؟
-نه وقتی تو عمارتش بود
+یادته چجوری بود چیکار میکرد
-آره صفر تا صدشو یادمه(باریکلا👏)
+بهم بگو چجوری بود
-ببین ده تا نگهبان جلو در ده تا نگهبان پشته بوم پنج تا ماشین بود ولی اسماشون را نمیدونم(عزیزم منم نمیدونم😅)سه تا نگهبان جلو دره اتاقش بعد دسته منم باز بود چون نمیتونستم از بادیگاردا فرار کنم دستمو باز کرد بعد دزدکی رفتم اتاقش بادیگاردا هم نبودن خدارا شکر کسی منو ندید بعد دیدم نقشه کشیده که ساعت ده شب بره بار تا معامله تفنگ انجام بده و ساعت دوازده خونه شما حمله کنه
+مرسی سوزی الان همچیو میدونم
-فقط دختر خالت
+چی
-اونم چند تا خراش روم زد که بیشترش رو ‌پاهام گذاشت بعد صدا آه و ناله میاد رفتم دیدم زیره جانگه
+عه بعد مامان و بابام میگن هرزه نیست(تمسخر)
-مامان و بابات نیستما جلو من مسخره صحبت میکنی
+خب شب یادم باشه تنبیهت کنم(چرا داری اینو میخونی اصن نمازتو خوندی؟)
-عه(داد)چرا همش دنبال تنبیهی؟
+عزیزم اینم صبح گفتی یه جمله جدید بگو(خنده)
-تهیونگ میزنم دهنتا(گوه میخوری بچه من زدن داره؟)
+تو با دست کوچولو به بدن نیرومند من میتونی بزنی نه نمیتونی چون دستت خورد میشه
-خودشیفته
+به تنبیهت اضافه شد
-البته اگه دستت بهم برسه
+خیلی خب برو تو ماشین
-باشه
ادمین:خب اینا رفتن تو ماشین و به خونه رسیدن دیگه نگران نبودن چ.ن تهیونگ خانوادت جانگ و خود جانگو کشت با بادیگاردا لیا رو هم کشت ولی به خالش اینا میگه گم شده چون خاله تهیونگ اینا نمیدونن تهیونگ مافیاس و رسیدن خونه که زود سوزی رفت از ماشین بیرون وقتی دره پارکینگ باز شد
+کیوت
ویو سوزی
میدونستم جرم میده پس یه نودل برداشتم سریع آب جوشو روش ریختم که صدای ماشین قط شد صدای قدمای تهیونگ میومد سریع یک لیوان آب برداشتم و رفتم اتاق و درو قفل کردم و کلید یدکم برداشتم(باهوش)
+آخه کلید یدکو واسه چی برداشتی
-تا دست تو بهم نرسه
+تا ابد نمیتونی اونجا بمونه که
-میمونم تا تنبیهم نکنی
+اگه نکنم میای(داره کلک میزنه)
-نه چون میشناسمت
+خوبه که میشناسیم(خنده)
-آقای کیم خدافظ
+باشه صبح جبران میکنم
-خدافظ(یکم بلند)
+باشه
ویو تهیونگ
رفتم داخل کسی نبود فهمیدم رفته اتاق خودش خواستم کلید یدکو بردارم کی دیدیم نیست فهمیدم کار سوزیه و رفتم بالا و همون مکالمه دیگه نمینویسم
ادمین:سوزی خوابید ولی تهیونگ نه بدون بغل سوزی نمیتونست بخوابه برای همین
+سوزی سوزی(در میزنه)
-هوم(خابالو)
+میشه درو باز کنی خوابم نمیبره بدون تو
-باشه(درو واز کرد)
+مرسی
-ولی تنبیهو بیخیال(خابالو)
جا ندارم
دیدگاه ها (۲)

تولدت مبارک شوگا جونمون💋💋🫶🏻🫶🏻❤️❤️❤️

پارت ۱۴میشه درو باز کنی بدون تو خوابم نمیبره-باشه(درو واسش ب...

پارت ۱۲

عزیزان دنبال پارت هفت میکردین تو این کامنته

عشق فراموش شده

𝒑𝒂𝒓𝒕۵صبح با نور خورشید بیدار شدم به دور ورم نگاه کردم دیدم ت...

‌ گفت وقتی مصاحبه تموم شد بریم خونه کوک: باشه پس سوار شو لیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط