p11
p11
ویو تهیونگ:دیدم در رو باز کردن
کارکنان:دیوونه شدی؟؟؟
دیدم که همه عقب رفتن رئیس اومد
رئیس:تو واقعا تهیونگی؟؟
*سرش رو انداخت پایین
رئیس:تهیونگی که من میشناختم ادم صبوری بود و دعوا نمیکرد*این حرف رو گفت و رفت
*همه رفتن تهیونگ نشسته بود رو کاناپه بورام هم رفته بود لباسش رو بپوشه
*از حموم بیرون اومد تهیونگ رفت سمتش
تهیونگ:تو بلد نیستی از خودت مراقبت کنی؟؟؟*لحن بلند
بورام:*بغض کرد
ویو تهیونگ:دیدم در رو باز کردن
کارکنان:دیوونه شدی؟؟؟
دیدم که همه عقب رفتن رئیس اومد
رئیس:تو واقعا تهیونگی؟؟
*سرش رو انداخت پایین
رئیس:تهیونگی که من میشناختم ادم صبوری بود و دعوا نمیکرد*این حرف رو گفت و رفت
*همه رفتن تهیونگ نشسته بود رو کاناپه بورام هم رفته بود لباسش رو بپوشه
*از حموم بیرون اومد تهیونگ رفت سمتش
تهیونگ:تو بلد نیستی از خودت مراقبت کنی؟؟؟*لحن بلند
بورام:*بغض کرد
- ۷۴۵
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط