مرا

مرا
آتش زد
و
از من
دوری کرد
که نسوزد!
لعنت لعنت لعنت
دیدگاه ها (۰)

او قبر مرا میکند و من نگرانزخمی شدن انگشت هایش بودم...تف به ...

میگن عشقی که به گریه رسیده باشه هیچ وقت دروغ نبودهمن برات خی...

#واما‌بعد .. دلم تو را خواست !.. بعد از #باران .. بعد از رس...

رفته‌ای از بر سایه، نفسی باز پس آی که من آن صبر ندارم که نشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط