زندگی یک چمدان است که میاوریش

زندگی یک چمدان است که میاوریش
بار و بندیل سبک میکنی و میبریش
خودکشی مرگ قشنگی که به ان دل بستم
دست کم هردوسه شب سیر به فکرش هستم
گاه و بیگاه پراز پنجره های خطرم
به سرم میزند این مرتبه حتما بپرم
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
بی تو من بابدن لخت خیابان چه کنم
با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم
بی تو پتیاره ی پاییز مرا میشکند
این شب وسوسه انگیز مرا میشکند
قبل رفتن دوسه خط فش بده داد بکش
هی تکانم بده نفرین کن و فریاد بکش
قبل رفتن بگذار از ته دل اه شوم
طوری از ریشه بکش اره که کوتاه شوم
مثل سیگار خطرناک ترین دودم باش
شعله اغوش کن و حضرت نمرودم باش
***
امیر عظیمی - بی تو
کسی هست اینو شنیده باشه؟ قشنگ نیست؟ البته این نصفه اهنگه کامل ننوشتم
دیدگاه ها (۳)

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:3بادا«نویسنده...

پارت سوم گونهی درحالی که تمام بدنش می لرزید و کنترل لرزش دست...

پارت 30 رمان عشق مدرسه ای ویو تو راه اردو: هیونحین: عشقم گشن...

#pain#P¹¹⁰#Season²لباساش شامل یک پیراهن سفید بود که دو تا دک...

عامممم...خب هدفم از گزاشتن پست این بود که راجب احساساتم حرف ...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

زندگی یک چمدان است که می اوریشباروبندیل سبک می کنی و میبریشخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط