دورتان بگردم

دورتان بگردم
گویی در دلم رخت می شویند.
پریشان شده ام
آنگاه که رخ چون ماهت را
از نگاهم می دزدی و مجال تماشا نمیدهی
در جانم حلول کرده ای
و پایانت زمانی است
که زندگی ام بوسه به سرانگشتان خاک بزند.
برایم بمان.
من تورا همینگونه که آرام به قلبم شبیخون زده ای
دوست می دارم.
#پریسا_خان_بیگی #ازدواج
دیدگاه ها (۱)

جهان با ﺭﺅﻳﺖِ تواردی بهشت می شودبه خیابان بیابهار منتظر است ...

... و اتفاقِ وجودِ مراکنارِ درختبدل کنید به یک ارتباط گمشدهٔ...

زن ها را باید زیاد دوست داشتباید احساسِ منحصر به فرد بودنبه ...

ما می‌گذریم و آیا غمی بر جای مادر سایه‌ها خواهد نشست؟برویم ا...

دورتان بگردمگویی در دلم رخت می شویند.پریشان شده ام آنگاه که ...

پلک هایم را روی هم می گذارم و در صدای شب گم می شوم که پرست ا...

پلک هایم را روی هم می گذارم و در صدای شب گم می شوم که پرست ا...

پلک هایم را روی هم می گذارم و در صدای شب گم می شوم که پرست ا...

#حرف_خودمونی دو روز مانده به آخر دنیا .........دو روز مانده ...

زندگی...دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی ن...

دو روز مانده به پايان جهانتازه فهميد كه هيچ زندگی نكرده استت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط