ایا تو درون ظلمت شام سیاه نان اور کودک یتیم دیدی ت

ایا تو درون ظلمت شام سیاه نان اور کودک یتیم دیدی تو
ایا دل پرز خون و گریان چشمی از جور زمانه و زمان دیدی تو
دیدگاه ها (۱)

او زخم تن و زبان که در طول زمان با جان به خرید و دم نزد ...

دیشب سحر را باب محنت باز گردید سوزو گداز مرغ شب آغاز ...

ان زاده کعبه و امین حرمین افتاده میان خاک و خون دی...

آیا سحری به رنگ خون دیدی تو محراب و تو منبری چنین دید...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی، که پس پرده...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

✍ شب و روز دویدی برای حل مشکلات مردم؛روزی نبود که درحال سرکش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط