نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی

نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم

هم خود را و هم تو را آزار میدهم

هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی

و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی


آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ”

خدایا هیچ وقت رهـــایم نکن . . .
دیدگاه ها (۱)

دلتنگم ... تنهایم ... دردمندم... و نیازمندم به درگاهت... دست...

قطار عشق سوی خدا میرفتهمه سوار شدنداما وقتی به بهشت رسیدجز م...

خدا آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرازمانیک هراس مرگ می دزد...

گـــــاهی نـــــه گریـــــه آرامت می کنــــدو نـــــــــــه ...

عاشقانه های شبنم دعای خیر بدرقه راهتون

پارت ۳ شاهزاده قصر سیاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط