کاش هیچ وقت بزرگ نمیشدیم

کاش هیچ وقت بزرگ نمیشدیم
بهار ست ولی کاش جاهای خالی
صندلی های عزیزان ما مملو از
نور وجودشان بود و معطر ....
از عطر حضورشان ...........
هیچ وقت نفهمیدم گنج خوشبختی من
سجاده مادر بزرگم و زمزمه های
عاشقانه اش با خدا بود .
صدای پاهای مهربانش که انگار همیشه
خبری خوش داشت و دلت از حس کردن
گامهایش نمیلرزید .....انگار پشت چادر
نازکش میشد از هر طوفانی محفوظ ماند .
لحظه هایتان بهاری و دست هایتان پر از
شکوفه های عشق و مهربانی .....🌷 🌷 🌷 🌷 🌷 🌷
دیدگاه ها (۳)

حل شود صد مشکلم با گفتن یک یا علیقلب من خورده گره از روز اول...

عالمی مشغول نوشتن با مداد بود. کودکی پرسید: چه می نویسی؟عالم...

💠 مولودی پر خیر و برکت ☘ ️ همه ی اهل خانه خوشحال بودند و به...

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باش که بسی گل بدمد ب...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

♥️🍃امشب از خدا❣برایت من چنین خواستم دلت آرام ، تنت سالمدعایت...

محفل پاک کنم؟

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

دلتنگی های کوچک من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط