سفید و سیاه🤍🖤

سفید و سیاه🤍🖤
پارت شانزدهم⚡️

# قسمت ۱۶: «اعتراف» 🤍🖤

**صحنه ۱ - بیرونی: پشت بوم هتل - شب**

بارون میباره. آتسوشی و آکوتاگاوا زیر یه سایبون کوچیک وایسادن. فاصله‌شون خیلی کمه.

**آتسوشی:** *(آروم)* آکوتاگاوا... یه چیزی میخوام بگم.

**آکوتاگاوا:** بگو.

**آتسوشی:** *(نفس عمیقی می‌کشه)* من... از وقتی که اون شب فهمیدم خواب نبودم... نمیتونم به چیز دیگه‌ای فکر کنم.

آکوتاگاوا ساکته. فقط نگاهش می‌کنه.

**آتسوشی:** *(قرمز میشه، ولی نگاهشو نمیگیره)* دوستت دارم. نمیدونم از کِی، ولی دارم.

---

**صحنه ۲ - بیرونی: پشت بوم - ادامه**

سکوت. فقط صدای بارونه.

آکوتاگاوا قدمی بهش نزدیک میشه. دستشو میاره بالا و موهای آتسوشی رو از صورتش کنار میزنه.

**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* من از قبل از تو میدونستم.

آتسوشی نفسش بند میاد.

**آکوتاگاوا:** *(آروم، لبشو میذاره روی پیشونی آتسوشی)* از وقتی که برای اولین بار دیدمت و با اون چشمای طلاییت نگاهم کردی.

آتسوشی مثل لبو قرمز شده. آکوتاگاوا دستشو میذاره زیر چونه‌ش و سرشو بالا میاره.

**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* منم.

بعد آروم لبشو میذاره روی لبای آتسوشی.

آتسوشی چشماشو میبنده. قلبش داره از سینه‌ش میزنه بیرون.

وقتی جدا میشن، آتسوشی مثل لبو قرمزه، نفس نفس میزنه.

**آتسوشی:** *(با صدای خش‌دار)* آکوتاگاوا...

**آکوتاگاوا:** *(پیشونیشو میذاره روی پیشونی آتسوشی، زمزمه)* ناکاجیما.

**پایان قسمت ۱۶** 🤍🖤
دیدگاه ها (۴)

سفید و سیاه🤍🖤پارت هفدهم⚡️# قسمت ۱۷: «اسمم رو صدا کن» 🤍🖤**صحن...

دو قطب مخالف💙🧡پارت بیست و نه✨️💫# قسمت ۲۹: «کمک به کاکاشی» 🔥❄...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۱۵: «گرمای دست» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: اتاق...

سفید و سیاه🤍🖤پارت ۱۳ فکر کنم# قسمت ۱۳: «تنها» 🤍🖤**صحنه ۱ - ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط