پارت

پارت ۱۶
لیسا: وقتی بیدار شدم دیدم به صندلی بسته شدم داد زدم و کمک خواستم
لیسا: کمک کسی اینجا نیست( با داد)
که در باز شد و مردی اومد داخل و گفت ( علامت مرد+)
+ اوووو میبینم که لیسا خانم بهوش اومدن
لیسا: تو کی هستی چرا منو اوردی اینجا
+ اروم باش بزار رک بهت بگم من همون ساسنگ فن هستم که تهدیدت کردم ولی تو جدی نگرفتی و حالا اینجایی و من میخوام تو رو بکشم
وقتی مرد این رو گفت لیسا ترس کل وجودش رو گرفت و گفت
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۷لیسا: چرا میخوای منو بکشی( باترس)+ چون ازت بدم میاد ت...

پارت ۱۸راوی: چند روز همینجوری گذشت و لیسا همینجوری هروز هر س...

پارت ۱۵این یکماه هم همینجوری بود تا اینکه یه ساسنگ فن خطرناک...

ادامه فیک پارت۱۴کوک: اوووو بیبیم تحریک شده اما فعلا نه پاشو ...

My DestinyPart: 4بالاخره چشاشو باز کرد. نگاهی به اطراف انداخ...

"یک روز بعد-ساعت نامشخص-نیو"وقتی از بیهوشی به ظاهر خواب بیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط