تکپارتی

#تکپارتی

معرفی شخصیت ها

ات
سلام من کیم ات هستن حدود ۲ ماهه که کیم ات شدم (یعنی ازدواج کرده)
شوهرم تهیونگ اصلابهم اهمیت نمیده و بهم یه نگاه ساده هم نمیکنه خلاصه بگم بین منو تهیونگ هیچ رابطه ای نبوده

تهیونگ

سلام من کیم تهیونگ بزرگترین مافیای اسیا و رئیس شرکت pimg(اسمش رو ازخودم گفتما ) و من ۲ ماهه که با ات ازدواح کردم انقدر کار ریخته سرم که نمیتونم باهاش صحبت کنم و اهم اهم خلاصه بگم اصلا باهاش وقت نگزروندم

ویو ات

صبح ساعت ۱۰ از خواب بلند شودم رفتم سرویس کار های لازم رو انجام دادم و رفتم یه دوش ۳۰ مینی گرفتم و روتین پوستی خودم رو انجام دادم و رفتم پایین دیدم اجوما صبحانه رو اماده کرده رفتم بهش سلام کردم (یه لحظه علامت ها یادم رفت )(ات تهیونگ_ احوما= کوک÷)

سلام صبح بخیر
=سلام خانوم
عه چند بار گفتم منو خانوم صدا نزن ات صدا کن
=اخه
که نزاشتم بگه
اخه نداره
=چشم دخترم
میبینم که صبحونه خیلی خوبی حاضر کردی دستت درد نکنه
=خواهش میکنم برو بخور تا سرد نشوده
چشم خانوم
رفتم صبحونه خوردم و دیدم ساعت ۱۲ شده (اخه دختر تا اینقدر دیر میخوری)

ویو ته
صبح از جام بلند شدم رفتم سرویس کار لازم رو کردم بدون اینکع صبحونه بخورم رفتم شرکت ساعت ۶ اینا شده بود که دوستم کوک بهم زنگ زد

÷سلام و درود

_سلام کاری داشتی

÷ چه بد اخلاق
_حرفتو بگو

÷باش میشه بریم بار ترو خدا یکمی هوامون عوض شه

_باشه منم کارم کم مونده تموم شه بیا دم شرکت که بریم
÷باشع خدافظ

_بای

منم کارم تموم شد رفتم پایین دیدم اومد که سلامی کردیم و رفتیم انقدر بوی الکل که بدون اینکه بنوشم مست میشودم رفتم ۵ تا شیشه خوردمیم و رفتیم خونه به بادیگاردا زنگ زدم اومدن منو بردن

ویو ات
ساعت ۸ بود که یکی هی داد میکشید منم که تو اتاق بودم بدون اینکه به لباسم فکر کنن رفتم پایین
دیدم تهیونگه کا منو دید اصبانی شد اومد پیشم

برید تو کامنتا بخونید
دیدگاه ها (۵)

وقتی دد*یته و باهمکارای مافیاش جلسه داره با لباس خواب میری ر...

بهم بی توجهی کردی قلبمو شکوندی با دخترای دیگه لاس زدی و راب...

وحشی پارت 17+۱۸و رفتم روی تخت دراز کشیدم ات: من میرم به عموت...

عشقویو ات امروز از خواب بیدار شدم رفتم حمام ۲۰ میلی گرفتم رو...

part 19مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط