درخواستی
#درخواستی
#تکپارتی
وقتی جلوی اعضا سرت داد میکشه.......
×هان تو چت شده چرا داری باهام اینطوری رفتار میکنی؟
_هه من چم شده یا بهتره بگم تو چِت شده؟
×چی؟
_چرا انقدر توی رستوران با گارسون گرم میگرفتی ها؟
×من عادی باهاش حرف زدم
_آها اگه حالت عادیت اون باشه غیر عادیت چیه؟
چان: بچه ها لطفاً بس کنید
لینو: چان راست میگه اگه همینجوری ادامه بدین کار به جاهای باریکی میکشه
_اتفاقاً بزار بکشه هیونگ
×منظورت چیه؟
_منظورم واضحه
×هان با من طوری رفتار نکن که بعد پشیمون شی
_من هرطور بخوام باهات رفتار میکنم و تو حق نداری برام تعیین و تکلیف کنی (داد)
از اینکه جلوی دوستاش سرت داد کشیده بود به شدت ناراحت بودی و توی اون هوای سرد و بارونی از خونه زدی بیرون که بعد از سرت هان زد گلدون شیشه ای کنار دستش رو شکست
چانگبین: هی پسر دیوونه شدی؟ برو دنبالش وگرنه بعدا پشیمون میشی
لینو: اره بهتره هرچه زودتر بری
_ایشش لعنتی
هان با عجله رفت دنبال ا/ت
_ا/ت، ا/ت، ا/ت
×دنبالم نیا دست از سرم بردار عوضی(گریه)
_ا/ت عزیزم ببخشید من نمیخواستم سرت داد بکشم
×الان میدونی که منو جلوی اون هفت تا پسر تحقیر کردی
_ببخشید برای یلحظه عصبی شدم قربونت برم، ببا بریم داخل سرما میخوری
×اگه قول بدی برام اون عروسک خرسی بزرگ کیوت بخری باهات آشتی میکنم
_این الان چه ربطی داشت؟
×میتونه ربط داشته باشه حالا خوددانی
_هوففف باشه برات میخرم حالا بیا بریم داخل
×باشه بریم عشقم(نگاهت افتاد رو دستش) اوه دستت چی شده
_چیزی نیست
×داره ازش خون میاد بیا بریم برات پانسمانش کنم
_باشه
وقتی رفتین داخل دیدی که فلیکس داره یه سری خورده شیشه رو از روی زمین جمع میکنه سریع نگاهتو دادی به میز کنار کاناپه که دیدی اون گلدونی که از مادر بزرگت یادگاری گرفتی نیست و......
(چی میتونم بگم؟هان خودش مقدمه مرگشو فراهم کرد)
#تکپارتی
وقتی جلوی اعضا سرت داد میکشه.......
×هان تو چت شده چرا داری باهام اینطوری رفتار میکنی؟
_هه من چم شده یا بهتره بگم تو چِت شده؟
×چی؟
_چرا انقدر توی رستوران با گارسون گرم میگرفتی ها؟
×من عادی باهاش حرف زدم
_آها اگه حالت عادیت اون باشه غیر عادیت چیه؟
چان: بچه ها لطفاً بس کنید
لینو: چان راست میگه اگه همینجوری ادامه بدین کار به جاهای باریکی میکشه
_اتفاقاً بزار بکشه هیونگ
×منظورت چیه؟
_منظورم واضحه
×هان با من طوری رفتار نکن که بعد پشیمون شی
_من هرطور بخوام باهات رفتار میکنم و تو حق نداری برام تعیین و تکلیف کنی (داد)
از اینکه جلوی دوستاش سرت داد کشیده بود به شدت ناراحت بودی و توی اون هوای سرد و بارونی از خونه زدی بیرون که بعد از سرت هان زد گلدون شیشه ای کنار دستش رو شکست
چانگبین: هی پسر دیوونه شدی؟ برو دنبالش وگرنه بعدا پشیمون میشی
لینو: اره بهتره هرچه زودتر بری
_ایشش لعنتی
هان با عجله رفت دنبال ا/ت
_ا/ت، ا/ت، ا/ت
×دنبالم نیا دست از سرم بردار عوضی(گریه)
_ا/ت عزیزم ببخشید من نمیخواستم سرت داد بکشم
×الان میدونی که منو جلوی اون هفت تا پسر تحقیر کردی
_ببخشید برای یلحظه عصبی شدم قربونت برم، ببا بریم داخل سرما میخوری
×اگه قول بدی برام اون عروسک خرسی بزرگ کیوت بخری باهات آشتی میکنم
_این الان چه ربطی داشت؟
×میتونه ربط داشته باشه حالا خوددانی
_هوففف باشه برات میخرم حالا بیا بریم داخل
×باشه بریم عشقم(نگاهت افتاد رو دستش) اوه دستت چی شده
_چیزی نیست
×داره ازش خون میاد بیا بریم برات پانسمانش کنم
_باشه
وقتی رفتین داخل دیدی که فلیکس داره یه سری خورده شیشه رو از روی زمین جمع میکنه سریع نگاهتو دادی به میز کنار کاناپه که دیدی اون گلدونی که از مادر بزرگت یادگاری گرفتی نیست و......
(چی میتونم بگم؟هان خودش مقدمه مرگشو فراهم کرد)
- ۸.۷k
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط