تو کنج یه خونه

تو کنج یه خونه
یه زنی نِشِسته

چشماش خیس و بدنش کبوده
جای کمربند رو تنش نِشِسته

از صب تا شب میشوره و میسابه
کارش پختن غذا و خوردنِ کتکه

صدای در میاد،بدنش میلرزه
اینا همش کارِ مرامِ یه مررررده

دم عیدی زده کرده صورتشو آرایش
با اون دوتا مشتای مریضش

عیدی هم میده بهش وعده یه سال بدبختی
وقتی اینه اخلاقت حتما بدبختی

وقتی هیچکی هیچ حرکتی.نمیکنه اینه وضعمون
خشونت و تجاوز پیش میره تا صدتا نوروز

#نوروزمصلوب
دیدگاه ها (۲)

سعی کنید داخل زندگی اشتب نکنید

لعننننتتتتتت ب روووزااایی ک میخندی و وسط خنده یهوووو بغض میک...

هووف

بعضی اوقات احساس شادی میکنمو همان لحظه بی اختیار اشک میریزمک...

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت: تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

♨️نامه سپاه به مردم آمریکا: حساب خودتان را از اشغالگران فلسط...

♨️مردم مبعوث بروجرد: قالیباف رسایی رو رها کن؛ در مجلس رو وا ...

«کمپینِ ملّیِ نجات؛ بازگشت به ترازِ عدلِ علوی — بهرام محمدی»...

«کمپینِ ملّیِ نجات؛ بازگشت به ترازِ عدلِ علوی — بهرام محمدی»...

#خاص

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۲۲. معماری امید: درخشش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط