من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم

من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودم
تو چرا ز من گریزی که وفایم آزمودی

ز درون بود خروشم ولی از لب خموشم
نه حکایتی شنیدی نه شکایتی شنودی
دیدگاه ها (۱)

من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودمتو چرا ز من گریزی که وفا...

دل زود باورم را به کرشمه‌ای ربودیچونیاز ما فزون شد،تو به ناز...

من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودمتوچرا ز من گریزی که وفای...

من از آن کِشم ندامت که تو را نیازمودمتوچرا ز من گریزی که وفا...

من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودمتو چرا ز من گریزی که وفا...

من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودمتو چرا ز من گریزی که وفا...

من از آن کشم ندامت که تو را نیازمودمتو چرا ز من گریزی که وفا...

دل زود باورم را به کرشمه ای ربودی چو نیاز ما فزون شد تو به ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط