مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ،

مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ،

هنوز قطره هایی از اشکهای آن روزها بر چشمانم نشسته ،

حالم بهتر نیست از این دل خسته ...
گرفته دلم ،
کجایی که آرامم کنی...

کجایی که این غم یخ زده را در دلم آب کنی...
گرفته دلم ، کجایی که به درد دلهایم گوش کنی...

نیستی و من در حسرت این لحظه ها نشسته ام،
نیستی و من بیشتر از همیشه خسته ام در لا به لای برگهای زندگی,

نیست برگی که از تو ننوشته باشم ،
نیست روزی که از تو نگفته باشم...
هزار سال هم که بگذرد من در توهم حضورت نفس می کشم...

من آن شانه هایت را می خواهم که پناهم بود,
همان یک وجب از شانه ات تمام دارایی ام بود..
من آن دست های گرمت را می خواهم که یک عمرعبادت نوشت...

با آن نگاه مهربان و آن همه خوبی من بی تو طاقت ماندن ندارم...

این بغض لعنتی.... این بغض لعنتی...

وقتی دیروز باران بارید,

“آن مرد در باران آمد” را به یاد آوردم...

“آن مرد با نان آمد”

یادم آمد که دیگر پدرم در باران,

با نانی در دست...

و لبخند بر لب,

نخواهد آمد...

دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگی‌اش,

با زمین و تنهائیش...

با خورشید و نبودنش,

به یاد پدر سخت گریستم...

پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشت,

پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست....

"مثل همیشه برای تو نوشتم...دوست دارم بابایی"
دیدگاه ها (۱)

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

رها❤ تو را دوست دارمآن قدر عمیق که دیگر بودنت فقط یک خواستن ...

#این پاییز لعنتی...فصل‌ها عوض شدند و من در هر فصل، جُست‌وجوی...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

وقتی به هیچ وجه دلش با تو جور نیستکم دست و پا بزن که رسیدن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط