عزیزم دوستت دارم، ولی با ترس و پنهانی

عزیزم دوستت دارم، ولی با ترس و پنهانی
که پنهان کردن یک عشق، یعنی اوج ویرانی

دلم رنج عجیبی می‌برد از دوری‌ات، اما
نجابت می‌کند مانند بانو های ایرانی

تحمل کردن این راز از من سخت و دشوار است
که روزی خسته خواهدشد، دل از اندوه طولانی

غمت رامی‌خورد هرشب، دل نازکتر از شیشه
تو سنگی را نمی‌خواهی کنار شیشه بنشانی

مرا باور کنی شاید، به راه عشق برگردم
نه از این دست باورهای مردم در مسلمانی

"عزیزم! دوستت دارم" غم این جمله را دیدی
تفاوت دارد این سیلاب با شب‌های بارانی...
دیدگاه ها (۱۰)

دو ساعتی که به اندازه‌ی دو سال گذشتتمام عمرِ من انگار در خیا...

هوا سرد است..... من از عشق لبریزمچنان گرمم ......چنان با یاد...

گیسوانت زیر باران، عطــر گندم‌زار… فکــرش را بکن!با تو آدم م...

دوستت دارم..چرایش پای تو،ممکنش کردم،محالش پای تومیگریزی از م...

قول هر شب

dark life = 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط