#پاییز

#پاییز
صدای خش خش آرزوهاییست که زیر قدم های روزگار ِ سرد میمانند...
پاییز
غروب ِ سرخیست
که
چون بغض در گلو گیر کرده...

پاییز
باران ِ دیده گانیست که بر گونه ها جاریست....
به راستی...
که #پاییز را هر روز صبح در آیینه ی اتاقم میبینم....

🍁
دیدگاه ها (۳)

چندیست در میانه ی #پاییز تا بهارمی سوزم از بهانه ی #پاییز تا...

#پاییزفصل نقطه چین برگ ها تا تو ..و قدم هایی که با نجوای برگ...

برگ های #پاییزیسرشار از شعور ِ درخت اندو خاطرات ِ سه فصل را ...

#پاییز رنگین کمان احساس

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

از ترس تا اعتمادpart: 1 ...

P6صبح هنوز کاملاً روشن نشده بود.عمارت در سکوت سنگینی فرو رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط