حرمتها که شکسته شد

حرمتها که شکسته شد
مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا کنی
انچه در دستت بود امانتی پنهان بود حراج شد
انچه نباید بگویی گفته شد
فاجعه را یک عذر خواهی درست نمیکند
حرف، حرف ویران کردن دل است
نه دیواری خراب کنی از نو بسازی
"دلی که ویران کردی قصری بود که خود ساکن آن بودی"
راستی حالا که خود را بی خانه کردی
با آوارگیت چه میکنی
شاید به خرابه های جا مانده از دیگران پناه میبری!!!!
دیدگاه ها (۲)

یـــــک لیــــوان بغـــــضو یـــک مشــت قرص خواب آور...!!!دل...

.من دلم هرگز نمی آید که دلگیرت کنمیا که با خودخواهیم از زند...

آدمایی هستن که....حتی مجازی بودنشونم...........بهت آرامش مید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط