همیشه باهاتم

همیشه باهاتم
Part2
گردنشو گرفت لب*اشو روی لب*ای ا/ت گذاشت 6 مین بعد ا/ت از حال رفت فلیکس بلند شد گفت

فلیکس:
بهش اخطار دادم که حالا دیگه دیرم شده


رفت نزدیک پله ها شد یکم فکر کرد احساسش نمیذاشت ا/ت توی همین حال بمونه رفت دست و پاهاش و باز کرد و براید استایل بغلش کرد بردش توی اتاق گذاشتش روی تخت و خودش رفت
10 مین گذشت فلیکس اومد توی اتاق ا/ت هنوز بهوش نیومده بود

فلیکس ویو:
یک دلم براش میسوزه ولی خب باید احترامش و باید نگه می‌داشت
.
.
.
.
.
.
.
ا/ت بهوش اومد

ا/ت:
هااااااااا من کجام؟
تو اینجا چکار میکنی اصلا چرا منو آوردی اینجا آخه مرت*که.......

هنوز حرفش تموم نشده بود که فلیکس اومد نزدیکش پشت سرشو گرفت گفت دوباره میخوای ساکتت کنم؟

ا/ت:
نه نه باشه ساکت میشم

فلیکس:
خیلی خب من از اتاق میرم تو هم بخواب

ا/ت:
با... ب... ا... شه


ساعت 4 عصر

ا/ت:
هاععععع ساعت چنده مگه؟
ساعت 4 عه؟
خیلی خوابیدم حالا اینارو ولش


*خدمتکار اومد داخل*

خدمتکار:
عصر بخیر خانم آقای لی رفتن بیرون غذاتون پایینه و این اسموتی هم بخورید

ا/ت:
خیلی خب
ذهن ا/ت:
خدمتکار چقدر مشکوک بود وایی خیلی گشنمه

*بعد غذا توی اتاق ا/ت*
یعنی این نوشیدنی رو بخورم یا نه الان خیلی دلم اسموتی میخواد


%پایان پارت%
دیدگاه ها (۰)

سناریو بونتن پارت۵

عشق بی پایان

این عشق فیک نیستپارت 4//ویوی شب // //ویوی کوک// ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

《برادره ناتنیم》(پارت ۶)ویو ا/ترفتم یک کراپ و دامن تن کردم رف...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط