تویه ساحل رویه شنها قایقی به گل نشسته یکی با چشمون گریون

تویه ساحل رویه شنها قایقی به گل نشسته یکی با چشمون گریون گوشه ایی تنها نشسته نگاه پر اظطرابش به افق به بی نهایت ساکته اما تو قلبش داره یه دنیا شکایت تو چشاش حلقهء اشکه تویه قلبش غم دنیا منتظر به راه یاره تا بیاد امروز و فردا باورش نمیشه عشق و همه دنیاش زیر آبه تنها مونده تویه ساحل زندگی براش عذابه تنهایی براش عذابه خاطرات لب دریا دیگه از یادش نمیره همه دنیاش زیر آب و خودش هم تو غم اسیره دست بی رحم زمونه عشقش رو برده به دریا حالا از خودش میپرسه میادش آیا و آیا!!!!! عاشقی که تنها باشه تویه دنیا نمیمونه دل عاشق رو شکستن شده کاره این زمونه
دیدگاه ها (۱)

𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑺𝒐𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂`𝑷𝒂𝒓𝒕`¹هیچ‌کس نمی‌دانست در عمیق‌ترین...

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

The Last Shadow

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴یک هفته بعد...رینا توی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط